خيلي صحبت است كه آقاي خاتمي بالاخره انتخاباتي ميشوديانه .شايداين يك پيش بيني غلط ازآب دربيادولي شواهدي است كه نشان مي دهداونخواهدآمد.نگاهي به گذشته سياسي ايشان نشان مي دهدبراي بازگشت خاتمي بايدگام هاي زيادي برداشته شود.مهمترين گام تسويه كامل گروه اصلاحات ازكساني است كه درپس تحولات چنگ ودندان نشان مي دهند.كساني كه گذشته آن هانشان مي دهدازاول هم التزامي به جمهوري اسلامي نداشته اند.كساني كه دراين موردشك دارندمي توانندسيرتحولات تاريخي انقلاب رامروركنندتابه آن پي ببرند.اينان كه افراط وتفريط دروجودشان ريشه زده روزي براي دفاع ازاسلام سلاح برداشتندوچريك شدند روزي به سفارت امريكاحمله كردندوآن جاراگرفتندوروزي هم براي دفاع ازحقوق زنان ترويج بي حجابي مي كنندوقوانين اسلامي رامطابق آزادي نمي دانندوفرياداسلام دموكراتيك سرمي دهند،اسلام دموكراتيك.....باگروگان هاي سابق سفارت ديدارمي كنندوعرض معذرت وعذرتقصيردارند ،درهمان حال كه براي آمريكاخوش رقصي مي كنند،پيشنهادرابطه باطالبان مي دهندخاتمي راشارژمي كنندبه نهادهاي حياتي نظام مي تازندووقتي به سدمحكم اسلاميت نظام مي خورندپيشنهادعبورازخاتمي رامطرح مي كنند، فرياد اقتصاددولتي سرمي دادندواكنون ازرييس جمهوربازخواست مي كنندچرااصل 44باتعلل صورت مي گيردروزي هاشمي رفسنجاني راعاليجناب سرخپوش مي كنندوروزي هم اوراپدراصلاحات وهزاران تناقض ديگر.....................................








به تن دارد،براي مااويك انسان فرهيخته فرهنگي است .ازنظرماخاتمي مديون جريان اصلاحات نيست وجريان اصلاحات مديون خاتمي است.اومحكوم به نيامدن است به خاطركساني كه آمدنش رابه بازي خواهندگرفت.
علي(ع) فرمود:
درشگفتم ازبخيلي كه باوجودفقرگريزي فقيرانه زندگي مي كندوازفرصت بي نيازي كه دراختياردارداستفاده نمي كند،حيات فقيرانه داردولي درروزواپسين ناچاراست همانندتونگران حساب پس بدهد
درشگفتم ازخودخواهي كه ديروزنطفه بوده وفردالاشه گنديده وبااين حال تكبرمي ورزد
درشگفتم ازكسي كه درهستي بخش شك مي كندحال آنكه آفريده هايش رامي بيند
درشگفتم ازكسي كه مرگ ومرده هارامي بيندومردن راازيادمي برد
درشگفتم ازكسي كه به حيات مجددانسان نگاه انكاري داردحال انكه حيات وحركت آغازين رامي بيند
درشگفتم ازكسي كه دنياي ناپايدارراآبادمي كندوازآخرت خويش كه جاودانه است چشم مي پوشد
تب وتاب افشاگري هاي اخيرهم گذشت . براي بعضي ها هات
ازگي داشت ،شايدخيلي هابي اهميت هستند، عده اي هم خوشحال ازاينكه به اصطلاح خودشان پته جمهوري اسلامي راروي آب ريخته اندگروهي هم به ياددهه پنجاه باورنمي كنندومي گوينددروغ است .من تعصب كورندارم مامعتقديم امام زمان پشتيبان اين نظام است.بنابراين حرفم راخواهم زد.دل ماگرفت ازكساني كه حرمت لباس رسول الله رانگه نداشتند.بارهاديده ام روحانياني راكه بعدازمدتي انتظاربراي ماشين بالاخره مجبورمي شوندباخط يازده طي مسيركنند.ديده ام مردمي راكه حرمت لباس رسول الله رانگه نمي دارندودهان بازمي كنندوآن چيزكه شايسته خودشان است نثارمردان خدامي كنند.اين مطلب رابه حرمت كساني مي نويسم كه درراه اسلام ذره اي ترديدوطمع نداشتندشيخ فضل الله نوري كه به جرم دفاع ازاسلام فرزندش طناب داربرگردن پدرانداخت ودرزيرجناره پدرهوراكشيدوكف زد.براي مدرس ها،بهشتي ها،مطهري هاومفتح ها،.....وامام !!!خجالت كشيدم ازروحانياني كه حتي حاضرنبودندازقسمتي ازوجوهات راكه مردم براي مصرف خودشان ميدادندبراي خانواده خرج كنند ،ازطلبه هايي كه خرج ماهانه آنان به قولي هزينه پول اصطبل اسبان فرزندان بعضي ازحضرات است.چه قدربي حياهستندكساني كه نعلين پاي حسين رابه پامي كنندودين رابه دنيامي فروشند.ديده اندتكه تكه هاي جوانان اين مملكت راوچه راحت به نام پاره هاي تن شهيدآجربه آجرهاي گناهان خويش اضافه مي كنند.دررداي دين براي جبهه لامذهبان آيه وحديث مي خوانند.اگرزندان رفتي وشكنجه شدي اگرشهيددادي واگرواگرواگر.........حالاسهمت راازانقلاب مي خواهي بسم الله بكن آن لباس مقدس راهرچه مي خواهي بردار.............نكن كاري راكه حتي معاويه ويزيدنكردندآن هااگركشتندوبردندوخوردندمقدس مابي نكردند.اين دين ومذهب صاحب داردوهمه جوش وخروش مابراي تحويل امانت به صاحب اصلي آن است ولي ديلي برسكوت درمقابل اعمال ضددينيتان نيست .مطمئن باشيداگربخواهيدبه دنياطلبي ادامه دهيدجزخسران دنياوآخرت چيزي نخواهيديد.
مرغ دريايي به دريامي رود
موج برخيزدبه بالامي رود
تابه كي درفكرآب ودانه ايد
غافل ازقصاب صاحبخانه ايد
اين دوروزعمرمولايي شويد
مرغ ليكن مرغ دريايي شويد
هروقت نوشتی به فکراین نباش که
دشمنان خوشحال مي شونددوستان ناراحت اصلااهميتي نداردخدارادرنظربگيركه مهم رضاي اوست ونه بندگانش
والعاقبه للمتقین
18تير78 بازي كثيف سياست بازهم شروع شد.كساني كه آن روزهاازكناردانشگاه تهران،كوي دانشگاه مي گذشتنديادشان بودكه هرروزنغمه مرگ وفريادآزادي بلندبودومعلوم نبودبلندگودردست چه كساني است .آن روزهاخيلي هابدون اين كه بدانندقرباني شدند.دانشجويان دانشگاه تهران نخبه ترين افراداين كشوردردانشگاه ضرب وشتم شدند، زخمي شدند،دستگيرشدند،به جرمي كه ديگران كردندوآنهاحمايت كردند.فقط دانشجونبودبهترين ومومن ترين جوانان اين كشورهم تباه شدند.فريادچماقداروحزب اللهي هاي بي مخ بلندبودولي كسي گفت آن هابراي چه چماق دست گرفتند.كسي پرسيدجوان هيئتي ،جوان مذهبي،جوان ولايتي چگونه خشمگين شد.آن روزهمه براي دانشجوهاسينه زدندامروزهم همه ازدانشجومي گويندولي كسي پرسيدسراآن بچه هاچي آمد.ابراهيمي جزءهسته هاي اوليه انصارحزب ا...حالابه عنوان عنصرضدانقلاب درتركيه وبلاگ نويسي مي كندوفحاشي به نظام،بابك.ش كه آقايان عبدالله نوري ومهاجراني رابه خاطرتوهين به ارزش هادرراهپيمايي تهران موردحمله قراردادحالاباديگاردديسكووفاحشه خانه دردبي است.خيلي ازاين بچه هابعدازكوي دربازداشتگاه هاي وزارت آقاي خاتمي به روزگاري افتادندكه تصورش براي مازجرآوراست.
دانشجوي ماسياسي بودن رابلدنبودبايدازاساتيدسياستش پرسيددرسآزادگي ووطن دوستي همين بود؟؟؟
جوان انقلابي مادفاع ازارزش هارابلدنبودبايدازفرمانده اش پرسيداين بوددرس پاسداري ازارزش ها؟؟؟
بازيگران اين بازي هاازجنس من وتونيستند،عاشقان قدرتندگاه درلواي روشنفكري ومدرنيته گاه درپوشش مذهب وسنت.تازماني كه آگاهي راياازسي ان ان وبي بي سي وياازمنبرفلان عالم بي عمل به ماتزريق مي كنندسرنوشت براي ماحوادثي ازجنس 18تيررقم خواهدزد.تنهاراه اين است كه من وتوخودآگاه شويم وكوچه تنگ وبن بست راازآزادراه تشخيص دهيم .
پسره عاشق دخترخانم محترم كنارخيابان ميشه ماشين وميزنه كناراتفاقادخترخانمم خوشش ميادواونم عاشق ميشه درهمين حين باردشدن يك دستگاه پرادوماجراي عاشقانه ديگري براي دخترخانم نسبتامحترم رخ ميده وپسراولي بادلي شكسته وناكام ميره خانه وبلاگي راه اندازي ميكنه عكس وشماره تلفنشوبالاي وبلاگ ميذاره وضمن نوشتن اشعاري ازبي وفايي وخيانت اقدام به تاسيس يك يك گروه موسيقي رپ به همراه كامبيز،آرتين ،حسنقلي ميكنه و شعرتف به مرامت عوضي رودروصف خانمه ميخونه.ازاونطرف دخترخانم پس ازمدتي روابط عاشقانه باآقاي پرادوسواردچاراختلالات درروابط عاشقانه ميشه وبعدازشنيدن صداي كسي كه مي گويدخط موردنظرشماواگذارشده مي فهمدكه بله جاتره جناب عاشق نيست.خوب تصميم مي گيره خودكشي كنه نه جراتشونداره اولين كاري كه ميكنه ميره دفترخانم شيرين عبادي وفيمينيست ميشه ونسبت به آن چه كه پايمالي حقوق زنان ناميده ميشه معترض ميشه وبيانيه صادرميكنه وامضاجمع آوري ميكنه ولي اين پايان داستان عاشقانه نيست برخلاف همه منظومه هاي عاشقانه اين داستان پايان خوبي داره پس ازيك تظاهرات مسالمت آميزتوسط انجمن خانم به دستگاه قضايي جمهوري اسلامي معرفي ميشه وپس ازمدتي حبس به كاناداپناهنده ميشه ،درهمين ايام پسرنيزكه حالاباشعرتف به مرام كارش گرفته به علت مشكلات صدورمجوزبه كاناداميره بالاخره پسره قرارميشه دريك همايش كنسرت برگزاركنه برحسب اتفاق دراين همایش قراره دخترخانم واقاي گنجي وآقاي سروش به ترتيب درموردحقوق زنان،ضرورت حمايت ازهمجنس گرايي واينكه آياپيغمبراساساپيغمبربودسخنراني كنندسرتونودردنيارم خلاصه اين دوتادرفضاي بازسياسي ودريك جامعه كاملامدني به هم رسيدندحضرت حجة الاسلام كديورهم صيغشنوخوندآن دوپس ازگذراندن يك ماه عسل عاشقانه درسواحل مديترانه باتاكيدبرحقوق زنان وگفتمان تصميم گرفتنددرراه آزادي ايران تلاش كنند
قصه مابه پايان رسيدولي معلوم نشدنقش اصولگراهاوچماقداراشون تواين داستان چي بودشايدتوداستان بعدي اوناهم آمدن
چندشبي است دوباره نزديك 18تيرشده وسروصدازياده روديوارهاشعارنويسي مي كنندبرگه هاي حاوي مطالب ضدنظام پخش ميكنندوالبته تلاش مي كنندجوجامعه راناآرام كنندياديكي ازاشعارمرحوم آغاسي افتادم كه چون طولاني بود بخش هايي ازشعررانوشتم حالابعداراجع به 18تيرمي نويسم
اي قوم سرنهاده به دامان كيستيد
آشفته ايدبي سروسامان كيستيد
......
آتش بيارمعركه غرب گشته ايد
باپختگان جنگ به خامي طرف شديد
محصول التقاط ونفاق وشرارت است
كالاي تلخ قافله سوزدكانتان
آتش به جانتان كه زتقوابريده ايد
انديشه هاي سميتان نوش جانتان
اي غرب باوران پي غصب حكومتيد
گوساله هاي فلسفه درطورمي بريد
يادرپي جدايي دين ازسياستيد
اين آرزوچوخاطره درگورمي بريد
اي بردگان هرزگي سلطنت طلب
مازنده ايم ودوره مشروطيت گذشت
.....
خيل يلان همواره به پاايستاده اند
درقامت قبيله مردان نشست نيست
.....
ماييم ازتبارشهيدان كربلا
درجبهه تلاطم ماداغ ننگ نيست
مافتنه رابه سرخي خون دفن مي كنيم
مارابه دفن شمايان درنگ نيست
مردان روزگارشبيخون نمي خورند
وقتي علاج واقعه درخون تپيدن است
هنگام رقص مرگ من آتش به پاكنيد
فولادراعلاج عطش آب ديدن است
اي گرگ هاي زخمي پنهان وآشكار
اي دركمين نشسته شيران روزگار
چنديست درحوالي مازوزه مي كشيد
برخاك خون گرفته ماپوزه مي كشيد
جزانهدام نسل شماهيچ چاره نيست
دركارخيرحاجت هيچ استخاره نيست
سوم تير1384هيچ شباهتي به گذشته مشابه خودنداشت.سوم تيرراعده اي پيروزي مستضعفين برمرفهين نام گذاشتند،گروهي آن راپاسخي به هشت سال حاكميت اصلاحات ناميدند،هركسي هرگونه كه خواست آن راثبت كرداماموضوعي كه فقط صبح انتخابات توجه من رابه خودش جلب كردتيترروزنامه كيهان بودكه برخلاف تصورعموم تيترهاي مورداستفاده دراين روزنامه تحت نظارت رهبري نه ازروي سياسي بازي ونه احساسي است بلكه كاملاباپيام ومنظوردرصفحه اول قرارمي گيرد.ملت كارراتمام كرداين تيترصبح 4تيركيهان بودولي به راستي كدام كارتمام شد.هشت سال به اصطلاح سازندگي كه معناي سازندگي رابا ازبين بردن زيرساخت هاي اقتصادي باتشكيل مافياي قدرت وساختن چندسدخاكي تعريف دوباره داد،شعارمستضعفين بايدبراي توسعه كشورفداشوندكه درنمازجمعه تهران توسط رهبرسازندگي بيان شدحاصل اين ادبيات بود.به تبع ان هشت سال اصلاحات كه دست اندركاران آن همان شخصيت هاي پشت پرده گذشته بودند

واين باردرقالب سيدي خوش سيماوخوش كلام كسي كه پدرش سالهاباامام نشست وبرخاست داشته بودخودنسبت خويشاوندي باخاندان امام داشت دست به بازي جديدزدند.آقاي خاتمي رابه پاريس وبرلين ورم مي فرستادندسخنراني هاي زيبابرايش تهيه مي كردندگل وبلبل وگفتگوي تمدن هاودرداخل به كارهاي سابق مشغول بودندومردم!!!!!!كه عجبادراين16سال هرچيزي راكه مي خواستندبه آن هاتزريق مي كردند.ملتي كه هشت سال بعدازجنگ را درخاموشي بودبه يكباره ونه درحركتي خودجوش بلكه درقالب چندسخنراني وبرنامه تبليغاتي فهميدواژه هايي400ساله مثل آزادي وجامعه مدني وجودداردتمام هشت سال اصلاحات به سوت وكف زدن وچماق وچالش درداخل وتحميل حرف زورتوسط قدرتمداران درخارج گذشت وكسي نميدانست نفت بشكه اي چنداست؟كسي نمي پرسيدپول نفت سرسفره مردم يعني چه؟مفسداقتصادي به صورت واژه اي گم درادبيات مسئولين اجرايي وقضايي بود.حاصل آن همه واژه زيباهوشدن رييس جمهوردرجمع دانشجوياني بودكه خودآن هارادرس آزاديخواهي داده بود.
اماانتخابات نهم حتماهمه شماشعارحقارت بار50000توماني آقاي كروبي راياداريدقاليباف راباآن ريش هاي 3تيغه وكت وشلوارهاي گران قيمت كه فقط يك كراوات كم داشت ،محسن رضايي باآن اراده سست سياسي،لاريجاني راباحاميان آنچنانيش ،كارتهاي اينترنت واستخروپولهاي كلاني كه بابت تبليغات روي ماشين هابراي آقاي هاشمي مي شدرايادتان نرفته ، دختران وپسران مانكن راكه تبليغ لباس روحانيت مي كردند!!!رالابدبه خاطرداريد

فراموش نكرديدآقايان نوبخت(كارگزاران) ومرعشي(كه اين يكي سخنگوي اصلاح طلبان هم شده)باچه ادبيات توهين آميزي بارقيب خودبرخوردمي كردند،نتيجه آن چيزي شدكه ملت مي خواست اين بارشعارمي شودومي توانيم بروزكردنشان دادكه اگرهمه قدرت دوستان بخواهندكاري بكننددرمقابل من وتوبايدسرتسليم پايين بياورند

ملتی که حقش رامی خواهدوخواهدگرفت نه ازجنس اوباش میلیاردرپارک ملت ویاآقازاده های مفت خورونه ازجنس کسانی است که برای طلب قدرت فریادعدالت سرمی دهندقطعاآنان نسلی ازتبارگل هاوگلوله هاهستند