تبليغاتX
صدایی که رساست

محمدرضاپهلوي فردي است كه زندگاني اوبايددرسي باشدبراي تمام كساني كه باتوهم خدمت به وطن بزرگترين ضربه هارابه خودشان وكشورشان مي زنند.به ابعادزندگي شخصي  محمدرضابه قدركافي پرداخته شده ازاعلم وهويداو....همه به عياش بودن ولاقيدبودن شاه بارهااذعان كرده اند.امانكته مهم درباب محمدرضادرس هاي بزرگ سياستمداري  است كه بايدموشكافي شودتادرنظامي كه به نام جمهوري  اسلامي مزين شده شاهدشكل گيري  جرياناتي نباشيم كه سرانجام آن هابه تعبيرولي امرمسلمين جهان به حكومت شاه سلطان حسين هاوبه تعبيرتاريخ انقلاب به محمدرضاشاه هاختم شود.

درهرجاي سياه  تاريخ كه به نام محمدرضاميرسي،به اطرافيان  اوتوجهت جلب مي شود.باسيري درخاطرات تاريخي  درهمه جانام اطرافياني به گوش مي خوردكه ان هامحمدرضارابه ورطه جنايت وخيانت انداختند،كساني كه متصل به دومنبع قدرت وثروت بودندهمان هابودندكه ديدگان وذهن محمدرضارامغشوش كردندتااونتواندحقايق جامعه خودرادرك كند،همان هاكه بنابرمنافع باباندهاي ثروت وقدرت داخلي وجهاني هم كاسه شده بودندوچنان هاله اي درمقابل ديدگان محمدرضا ساختندكه اوهيچگاه نفهميدچه برسرخودوملتش آورد،داستان غلامرضاواشرف كه نزديكان خوني اوبودندشهره عام وخاص است،چه رسدبه پس مانده هاي قاجاروفراماسون هايي كه اطراف اونوشخوارمي كردندكساني كه نقش آن هاراامروزنوكيسگان متظاهر،بازي مي كنند!!!.

اوزاده يك پدرغربزده بودو به راه پدرش ادامه داد.درهمه سالهاي سلطنتش اوازمسلمان بودن وشيعه بودن كه بزرگترين ومهم ترين بعد فرهنگي واجتماعي  ايران است جزسخنان واعمال تصنعي هيچ معرفتي كسب نكرد.گمان مي كردكه برخلاف پدرش كه بازورقصدازبين بردن آثارمسلماني درجامعه داشت مي توان باترويج مراكزفساداين وظيفه خطيررابه جامعه بسپردغافل ازاينكه بزرگترين افتخارسارق وزناكارومشروب خواروالوات جامعه اش كنارگذاشتن اعمال خلافش درماه هاي محرم ورمضان است!!!

به شدت نيازبه غرب راحس مي كرداگرتمام اعتمادي كه درطول سال هاي حكومتش به سران غربي كردبه ملتش مي كردعاقبتي بهترازاين داشت.امام درسال هاي اول مبارزه اوراآقاي شاه خطاب مي كرداورانصيحت مي كرداماهربارپاسخ به دعوت امام نبودجزخشونت واستبدادنسخه اي كه ازسفارت هاوازطريق مهره هايشان دركاخ صادرمي شد،اين قدرغرق دراوامرآن هاشدكه درآخرين نوشته اش دركتاب پاسخ به تاريخ اينگونه مي نويسد:

اگرمتحدانم كمي حوصله وحمايت به خرج مي دادندمي توانستم اين اشتباهات راتصحيح كنم!!!

همه هستي وبودونبودش رادرغرب ديداين است كه وقتي هم درمانده شدبازازچشم غرب مي ديد،درحالي كه خودبرخلاف حرف قبليش درآخرين  جمله كتاب به نوعي اذعان مي كنداين انقلاب نشانه شكست بزرگ براي متحداني است كه دوست خويش مي دانست.

محمدرضامردباخيال اين كه قرباني توطئه اي شده است،گفت صداي انقلاب ملت راشنيدم ،امادرحقيقت هيچگاه ملتش راباورنكرد.خانواده اش بااموال زياددربهترين مناطق فرانسه وآمريكاسكني گزيدنداماليلافرزندش براثرافسردگي خودكشي كرد،همسراوفرح پهلوي همين چندروزپيش ازهمه خواست حتي به نفع  آن هاچيزي نه نوشته شودنه ساخته شودزيراكمرخانواده شان زيربارافسردگي وناراحتي خم شده وازخودبه عنوان پرستارافسردگان نام برد،اين عاقبت سلطنتي بودكه برمبناي ثروت وقدرت قصداحياي شكوه وجلال ايران آباواجداديش راداشت.

محمدرضاراملعون ناميدند،خائن گفتند،جنايتكارگفتندهيچكس نه اغراق كردونه دروغ گفت ،حقيقتاهمه اين هابودواين القاب  شايسته سلطنت به خاطرديدگاه متكبرانه نسبت به مردم و شايسته شخص شاه بودكه بدون صلاحيت،بدون جسارت وبدون علم كشورداري اين مقام راكسب كرد.امروزدرجمهوري اسلامي نيزدرست است كه مقام سلطنت حذف شده ولي اگركساني آگاه به ناتواني خوددراداره اموربه صرف بودن درراس قدرت ومهم جلوه كردن قصدزمامداري كنندبدانندكه عاقبتي بهترازمحمدرضاحداقل دردنيانخواهندداشت اين درس تاريخ رابسيارخوانده ايم ولي اندك فهميده ايم.بكوشيم همچون ملت هاي بدبخت درحوادث تاريخي درجانزنيم

 

والعاقبة للمتقين

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 18:43 توسط عدالتخواه |

هرسال ماباتاسوعاوعاشوراواربعين نام حسين بلندفريادزده مي شوددراين ايام است كه همه مداح مي شوندهمه شاعرمي شوندهمه منتقم خون حسينند،سيل تفسيرهاوتشبيه هاواستعاره هابرمي خيزدكه حسين(ع) چنين بودوياران حسين چنان بودند،همه همديگررادعوت مي كنم كه حسيني باشيم هركسي به قدرفهم خودش ازعاشوراباديگران صحبت مي كند،اماحقيقت عاشورادرعصر ماهمين تاريخ نيم قرن اخيراست .هرجاكه حفظ كرديم برديم وهرجاكه معامله اش كرديم خسران وزيان بود.همان فريادتاخون مظلومان به جوش است آواي عاشورابه گوش است ،ملتي راكه 2500سال عادت به نوكري  كرده بودآقاكردتاامروزيادبگيرددرجهان واژه اي به نام آزادي است به نام مردمسالاري است،به نام جامعه مدني است.جنگ وهمه فتح هاونصرهامگرجزبازمزمه حسين(ع) وشورنينوايي بدست آمدچه نوايي جزشوركربلا كسي راواداربه رفتن روي ميدان مين مي كرد،امروزهم ان هايي كه نوكري كاروان حسين(ع) رابلندفريادمي زنند،درجامعه مردمان هزاررنگ تنهانقطه اميدند.همه مشكلات ماازآن جايي شروع مي شودكه به عزاي حسين(ع) به چشم عادت نگاه مي كنيم.كاري كه صدهاسال كرديم وحاصلش شدروضه حر(بدون )هيچ حريتي .روضه عاشورادهه محرم تمام خواهدشداماقصه عاشوراتادمي كه ملك الموت بربالين هرآزاده اي درجهان حاضرشود،ادامه دارد.درس كربلاوقصه كربلاتنهاراه عزت دردنياوبالطبع آن آخرت براي هرملتي است.درسي  كه گاندي كشورميلياردنفري هندراازدست استعمارانگليس رهايي بخشيدتاامروزمسمان ومسيحي وبودايي وگاوپرست و...به احترام عاشوراكشورپهناورهندراتعطيل كنند،لبيك ياحسين شيعيان لبنان ، كه سبب مي شوداسراييل باهمه قدرتش جرات دست اندازي به خاك لبنان نداشته باشدومطمئن باشيدكه فلسطين راهم سرانجام لبيك ياحسين آزادخواهدكرد.روزهاي سال به ماننددهه محرم  هرروزبايدصداي مجلس اباعبدالله ازهركوچه اي بلندباشداماميكروفون بايدازدست مداح وروضه خوان بدست كساني بيافتدكه روايت گرقصه كربلاهستندنه غصه كربلا.اين جاايران شيعي است!!!باوركنيم كه هيچ طرح فرهنگي،هيچ قانون محكم،هيچ طرح وبرنامه آباداني وعمراني نمي تواندفساداخلاقي واقتصادي وامورات جاري كشورراجزبا قدرت و روحيه عاشورايي حل كند،همان طوركه هيچ عقل سليمي پيش بيني وقوع انقلاب زودهنگام وپيش بيني دفاع جانانه ايران درهشت سال جنگ وپيش بيني دوام ايران درمقابل تحريم هاوپيش بيني حوادث آينده رانمي كرده ونخواهدكرد.دركشوري كه شورحسين(ع) است حيف است معرفت كربلاشناخته نشودكه اگرمعرفت كربلانباشدشك وترديدخواهدآمدواين همان حادثه اي است كه دركربلااتفاق افتادوكه درطرف مقابل هرگاه مي خواستندحسين(ع)سلام راصدابزننديابن رسول الله مي گفتندوهمان هاخون فرزندرسول خدارابه زمين ريختندوصدهاسال است كه از آن تاريخ كشوري به نام عراق روي آرامش نديده ،اين عذاب مردمي است كه راه حقيقت راكج بفهمند،شناخت حقيقت هم چيزي نيست كه به ذات هركسي  بدست بيايدبايدكساني درجامعه آن رابدست بياورندوبه عامه مردم منتقل كنند.اين تنهاراه نجات است براي امت هايي كه اهل ستم وزورنيستنددرجهاني كه ستمگران بي هيچ ابايي ستم مي كنند.

 اين منطق قرآن است كه اگرمعرفت نسبت به حق نداشته باشيم بايدمنتظرعذاب باشيم:

پس مردمي كه ايمان نمي آورندبگومنتظرچيستند؟جزآن كه روزگارهلاكت وعذابي كه پيشينيان ديدندبه چشم ببينند؟بگوشمارا(نزول عذاب را)منتظرباشيدكه من هم باشمامنتظر(نزول فتح ونصرت خدا)مي باشم(سوره يونس آيه 102)

والعاقبة للمتقين

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 18:38 توسط عدالتخواه |

امام حسين‌(ع) به هدف و انگيزه‌ي تشكيل چه نوع حكومتي به پيشواز آن همه مصائب رفت؟ اين حكومت، يك حكومت اسلامي ممكن بود يا رؤيا و اتوپيا بود؟ به طور كلي آيا حكومتي بر پايه و اساس احكام و قوانين اسلامي مي‌تواند وجود خارجي داشته‌باشد يا صرفاً مدينه‌ي فاضله‌ايست خيالي و دور از دسترس؟آن حكومت ديني كه حسين(ع) مي‌خواست دوباره اقامه شود، حكومتي بود كه در آن علي (ع) مصقله بن هويره را كه از كاگزاران خويش بود، به جرم قوم و خويش بازي در حكومت، گوشمالي داد. حكومتي كه با علا بن زياد، يكي ديگر مسئولين كه خانه اي اشرافي براي خود ساخت، برخورد كرد. حكومتي كه وقتي منذر بن جارود، پارتي بازي كرد، حضرت او را كوبيد. حكومتي كه وقتي عبدالله بن زمعه، سهم اضافي از اموال عموم و بيت المال براي خود خواست، حضرت امير (ع) او را پيش چشم مردم، تحقير كرد. حكومتي كه وفتي عثمان بن حنيف، حاكم بصره، در ميهماني سرمايه دارها شركت كرد و فقط در ميهماني شركت كرد و بر سفره آنها نشست، او را به شدت توبيخ كرد. حكومتي كه وقتي ابن عباس، پسر عموي خود علي (ع)، در حاكميت، خطا كرد، او را در هم كوبيد و گفت: «به خدا سوگند، با شمشيري تو را خواهم زد كه هر كس را با اين شمشير زدم، به جهنم رفت.» حكومتي كه آهن گداخته به دست برادرش عقيل نزديك كرد، چون سهم اضافي از بيت المال مي خواست. حكومتي كه ابوالاسود دوئلي را كه از اصحاب درجه يك خود علي بن ابي طالب (ع) و آدم صالح و شريفي بود، از قضاوت عزل كرد؛ براي آنكه صدايش را در جلسه دادگاه بلند كرده بود.حكومتي كه حسين (ع) به خاطر آن شهيد شد، حكومتي بود كه اهل سازش و سستي نباشد. حضرت امير (ع)، نكته مهمي فرمودند كه بايد اين تعبير را مجريان همه‌ي حكومت‌ها ببينند. روايت بسيار مهمي است. فرمودند: «كساني مي توانند حكومت ديني واقعي تشكيل بدهند كه اهل مداهنه و سازشكاري و مصانعه و رياكاري نباشند؛ كساني كه با صاحبان قدرت و ثروت و با جناحهاي قوي و سرمايه‌دارها و با قدرت‌هاي داخلي و خارجي، معامله نكنند و نترسند؛ كساني كه محافظه‌كار نباشند».آري فقط اينان مي‌توانند. حكومتي كه وقتي ابن حرمه ــ ناظر مالي بازار اهواز ــ دزدي كرد، رشوه گرفت و اختلاس كرد، حضرت امير (ع) او را به زندان انداخت و دستور داد او را به انفرادي بردند (يعني ملاقات ممنوع شد) و فرمود او را در نماز جمعه و جلوي چشم مردم، شلاق بزنيد نه اينكه مجازات مخفي كنيد؛ بلكه آبرويش را بريزيد. حكومتي كه امام حسين (ع) مي‌خواست احياء كند. حكومتي كه خودش و مردم قبلاً تجربه كرده بودند و در عاشورا به خاطر همان اصول كشته شد.آري، حكومتي كه وقتي شخص اول آن در كوفه، روز عيد قربان، دخترش ام‌كلثوم را ديد كه گردن‌بند مرواريد بسته، با نگاه خود به او اعتراض كرد كه اين چيست كه بسته‌اي؟ ام‌كلثوم گفت: اين را براي سه روز از بيت المال عاريه و امانت گرفته‌ام و با اجازه‌ي مسئول بيت المال، بوده و ضمان مالي‌اش هم بر عهده‌ي من است. يعني كار قانوني كرده‌ام و عاريه است. ابن رافع، مسئول بيت المال هم آمد و از ام‌كلثوم، دفاع و او را تاييد كرد و به حضرت گفت: «دخترت خلاف نكرده و من در جريان هستم و كار او قانوني بوده‌است.» حضرت رو كرد به دخترش ام‌كلثوم و گفت: «يا بنت علي ابي طالب، لا تذهبن بنفسك عن الحق.»؛ اي دختر علي، بحث نكن و بهانه نتراش تا حق را زير پا بگذاري. خواهش مي كنم به دقت توجه كنيد كه خيلي جمله عجيبي است. حضرت امير از دخترش مي‌پرسد: «اكل نساء المهاجرين تتزين بمثل هذا لعيد؟»؛ آيا همه‌ي دختران و زنان شهر در روز عيد قربان مي‌توانند چنين گردن‌بندي را كه تو بسته‌اي، ببندند؟» حتي اگر تو از راه قانوني خارج نشده باشي، آيا همه‌ي دختران اين جامعه مي‌توانند چنين گردن‌بندي ببندند؟ گفت: «نه.» فرمود: «تو دختر خليفه‌اي. پس تو هم حق نداري اين گردن‌بند را ببندي. شما وقتي حق داري چنين گردن بندي كه همه‌ي دختران و زنان اين شهر چنين امكاناتي داشته‌باشند؛ چون فرزند مسئولين حكومت اسلامي هستيد.»حكومت ديني كه حسين (ع) مي گويد، غير از حكومت ديني‌اي است كه من و تو درباره آن حرف مي‌زنيم كه در آن، همه كار مي‌شود كرد و اسمش را فقط اسم ديني مي‌گذاريم و يك عنوان مذهبي روي هر چيزي مي‌توان گذاشت.حكومتي كه امام حسين (ع) به دنبال آن بود، حكومتي بود كه در آن بشود حاكمان را نهي از منكر كرد. «اقولهم بمرالحق» يعني تندترين منتقدان دلسوز، نزديكترين رده به مسئولان باشند و كساني كه بتوانند بدون سازشكاري و محافظه‌كاري عليه فسادها انتقاد صادق و صريح بكنند. حكومتي كه در آن، افرادي كه كار بلد نيستند، شرعاً حرام و ممنوع باشد كه قبول مسئوليت بكنند. حضرت امير (ع) فرمود: «فهو خائن.»؛ يعني كساني كه كار را نمي‌شناسند ولي مسئوليت قبول مي‌كنند، خائن هستند. حكومتي كه قوم‌وخويش‌بازي و پارتي‌بازي و آقازاده‌بازي و اين حرف‌ها در آن نيست. حكومتي كه فرمود: «انما الوالي بشر.» حاكمان، بشرند و مثل همه‌ي بشرها در معرض خطرند و بايد مراقب خودشان باشند. حكومتي كه حسين (ع) به دنبال ساختن آن بود و شهيد شد، حكومتي بود كه سطح زندگي مسئولين درجه يك و دوي آن، وزيرش، وكيلش، رئيس جمهورش، رئيس قوه‌ي قضاييه، رئيس دادگستري، رئيس مجلس و نماينده‌ي مجلس آن در حد متوسط مردم به پايين باشد. نبايد خانه‌هاي آنها در منطقه‌ي بالاي شهر باشد و در كنار اشراف زندگي بكنند.اين است حكومتي كه حسين بن علي (ع) براي تشكيل آن شهيد شد. حكومتي كه فرمود حاكمان آن نبايد اهل مسامحه و سازشكاري و رياكاري باشند. اگر كساني در حكومت اسلامي، باندبازي و حزب بازي و قوم‌وخويش‌بازي بكنند، حضرت امير (ع) فرمود: «اينها محاربند و اعلام جنگ با خدا و رسولش داده اند.»حكومتي كه فرمود: «من عدل في سلطانه استغني عن اعوائه.»؛ يعني «اگر عدالت را اجرا بكنيد، ديگر احتياجي به تبليغات و مهندسي مصنوعي افكار عمومي و جلب توجه مردم نداريد؛ بلكه خود عدالت، با صداي بلند حرف مي‌زند. اجراي عدالت، خودش حرف مي‌زند. با عملتان حرف بزنيد». فرمود: «عدالت را اجرا كن.» «و احذر الحيف»؛ «از ستم بپرهيز.» «الحيف يدعوا الي السيف»؛ «ستم و بي عدالتي، زمينه شورش و درگيري و خشونت‌هاي اجتماعي را ايجاد مي‌كند.»در برابر اين ايده، اموي‌ها، عباسي‌ها دنبال حكومتي به ظاهر ديني بودند كه كسب و حفظ قدرت به هر قيمت را تعقيب مي‌كرد و نزد آنان، نگاه غير ارزشي و غير ايدئولوژيك به حكومت و سياست، اصالت داشت و صرفاً دنبال مسابقه قدرت و دنياپرستي بودند.

امام حسين (ع) در قيام عاشورا، به همه اين ريزه‌كاري‌ها توجه داشتند وجنبش كربلا، يك عمليات استشهادي و عاشقانه بود اما صرفاً محدود در عشق نبود. باطناً يك سلوك عارفانه الي الله بود. اما امام (ع) به همه‌ي آثار اجتماعي و تاريخي آن، همه آثار تربيتي، سياسي و فرهنگي آن كاملاً توجه داشتند و اين سلوك عاشقانه، در عين حال، يك رفتار عاقلانه بود و اصولاً عشق و عقل در منطق عاشورا هووي يكديگر و پشت به يكديگر نيستند. عشق عاشورايي، عاقلانه است و عقل عاشورايي، عارفانه است. يك پديده است با دو بعد، يكي بعد سلوكي و رو به خدايي و ديگري، بعد اجتماعي و رو به حلقي، و هر دو مهم و هر دو، به يكديگر مربوطند.

بزرگ فلسفه شاه دين اين است                 كه مرگ سرخ به اززندگي ننگين است
حسين مظهرآزادگي وآزادي است                خوشاكسي كه چنينش مرام وآيين است
نه ظلم كن به كسي ني به زيرظلم برو          كه اين مرام حسين است ومنطق دين است
ببين كه مقصدعالي وي چه بوداي دوست      كه درك آن سبب فروجاه وتمكين است
ز خاكِ مردمِ آزاده بوي خون آيد                    نشان شيعه و آثار پيروي اين است
ز خون سرخ شهيدان كربلا خوشدل              دهانِ غنچه و دامان لاله رنگين است

غزه كربلاست بازهم كربلاغريب است وياران حسين اندك

 والعاقبة للمتقين

+ نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت 1:50 توسط عدالتخواه |

 خدايامن را ببخش كه باجسم گناهكارم به خودجسارت صحبت باتومي دهم ،ولي حرف دل رابايدزددرعصري كه تن تكه تكه كودكان غزه درسي ان ان وبي بي سي هم سانسورنمي شودچگونه مي شودمسلمان كه نه، آدم بودونگاه كرد،كاش من هم عضوكنوانسيون حقوق بشربودم،آنوقت مي توانستم به نوشتن شعاربروي ديوارخانه خانم عبادي اعتراض كنم وتوجهي به خون كودكان غزه نمي كردم  ،كاش من هم جايزه صلح نوبل مي گرفتم تادرقبال سكوتم ميليون هادلاربه جيب بزنم،كاش اسم من هم درلیست امضاکنندگان بیانیه تحكيم وحدت بود تابه راحتي بيانيه صادركنم وحماس رامسئول ريختن خون كودكان فلسطيني اعلام كنم ،كاش عرب بودم وباميلياردهادلارخودم راسرگرم كازينوهاي قناري وهاوايي ميكردم تادردفلسطين ازيادم برود،كاش من هم مثل پسرهمسايه وهمسایه ها مي توانستم بيخيال همه دنياخيابان هاي شهررامتركنم ،كاش عاشوراهم براي من هم  به قديك ربع ساعت سينه زدن ويك خورشت قيمه چرب وچيلي معني پيدامي كرد،خداياكاش مي توانستم  چفيه D&Gبخرم َ دورگردنم بندازم يادچفيه هاي آغشته به خون كربلاي فكه و..نيافتم .اماميداني كه من نميتوانم ،باهمه سختيش بار اين دردرابه دوش مي كشم امابه حق یکصدوبیست وچهارهزارپیغمبر مروج درستي كه فرستادي به حق معصومانت به حق همه آن هايي كه ذره اي پيش توآبرودارند:

نه براي دل اين بنده گناهكارت ،نه براي انانكه شعارحمايت ازفلسطين سرمي دهند،نه براي رزمندگان جان بركف اسلام ،نه براي زجه كودك فلسطيني كه مرگ خواهرانش راازنزديك ديدونه براي هركسي كه براي فلسطين دل مي سوزاندفقط براي همه كساني كه وعده حق توراباورنمي كنندبراي كساني كه به مامي خندندوقتي مي گوييم آينده ازآن حزب اللهي هاست ،فحاشي مي كنندوقتي مي گوييم والعاقبة للمتقين ،ماراخارجي مي نامندوقتي ازحقوق برادروخواهرمسلمانمان دفاع مي كنيم براي همه آن هايي كه تورانكارمي كنندعلائم پيروزي راآشكارگردان

        اللهم عجل الوليك الفرج والعافية والنصروجعلنامن خیر انصاره واعوانه والمستشهدين بين يديه

والعاقبة للمتقين

 

+ نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت 20:8 توسط عدالتخواه