همیشه این سوال وجود داره آیا مطالب ما به عنوان وبلاگنویس سیاسی تاثیری هم در حال عمومی جامعه داره اصلا گوش شنوایی در بزرگان جامعه هست؟؟؟
جواب این سوال قطعا بستگی به نوع تفکر شما وهدف شما از نوشتن داره!!!
روزگاری خود من فکر میکردم حاکمان جامعه از بین تمامی اعضا و جوارحشان چشم وگوششان در قبال برخورد با خواست های جامعه کور و کر است اما این تفکر دوران کودکی من بود امروز به این یقین رسیده ام نقش ما تاثیرگذار است وما خود چشم براین نقش بسته ایم .
صحبت اساسی من راجع به فضای مجازی است . این فضای مجازی با این کیفیت و این ادم ها جامعه را مشوش تر وگمراه تر می کند و اصلا نه تنها افتخاری برای دموکراسی نیست که مایه ننگ دموکراسی است
(1).
من واقعا در طول انتخابات متاسف بودم وقتی می دیدم از هردو وبلاگ که به روز می شد یکی سیاسی بود و وقتی وارد آن میشدی جز چند کپی پیست از تابناک و قلم نیوز و رجانیوز و فارس و مهر و بی بی سی و.......هیچ چیز نمیدیدی . شاید این حرف گفته شود این وبلاگ ها برای انتخابات ایجاد شده اند سوال اینجاست مگر خود انتخابات فلسفه وجودیش چیست ؟؟؟ آیا جز برای سهیم کردن شعور وفهم ملت در اداره جامعه اش هست؟؟؟ آیا خبرگزاری ها و رسانه های سیاسی نماد و میزان شعور وفهم مردمند یا منفعت جریان های سیاسی؟؟؟
در این مدت وبلاگنویسی ادم های زیادی متهمم کردند به بی سوادی حالا کار ندارم که این بی سواد ناتوان کاری با آن ها کرده که یک روز سر به وبلاگ نزنند دپرس می شوند!!! اما همه تلاش من در هر مطلبم ابراز وجود و به رخ کشیدن اطلاعات نبود بلکه صرفا نوشتن مطلبی بوده است که ذهن مخاطب را به چالش بکشد و از پس آن خود حقیر ومخاطب به نتایج خوبی برسیم .
احساس تعهد موجود گمشده فضای وبلاگنویسی ماست. این از سادگی ماست که فکر می کنیم این نوشته ها جز خودمان و دوستانمان مخاطب دیگری ندارد. چشم بزرگان جامعه علاوه بر روزنامه ها و رسانه های صوتی و تصویری در قرن کامپیوتر حتما به فضاهای مجازی هم دوخته شده . ما باید یک قدم جلو برویم از فاز گروه ها و جناح ها بیرون بیاییم نگاهی کلی تر به ایران بکنیم باید برای منافع ملت منافع کشور جرات نقد از خود نقد از کسانی که خودی میدانیم را به خود بدهیم
زمان انتخابات گذشت , وقت صحبت از داشته ها گذشت امروز زمان صحبت از چیزهایی است که نداریم این کاری است که عده ای نکردند و نتیجه اش را در انتخابات دیدند(2) . برای درک این مطلب باید احساس تعهد نسبت به جامعه داشت باید خود ونیازها وعلایق خود را فدای جامعه کرد وحل در جامعه کرد سپس به جای جامعه با مسئولین حرف زد این زکات دسترسی به تریبون های جامعه است و هرکه نپردازد در بلند مدت خود آسیب این گناه را خواهد دید(3)
(1) : اینکه وضعیت وبلاگنویسی سیاسی ما در این سطح است ومایه تاسف به این معنی نیست که درش و تخته کنیم ( البته عده ای هم ممکنه فکر کنند خیلی وضعیت خوبیه خود دانند) ولی به این معنی هست که باید کمی خودمان را تکان دهیم و گرنه از ما جز مشتی چرند نویس بیکار و بعضا مواجب بگیر که بیشتر اوقات همدیگر را به آن متهم می کنیم باقی نمی ماند.
(2) : یادتان نرفته که بعد از اتمام دوره خاتمی همیشه دعوا بود که منشوری برای اصلاحات نوشته شود اما هیچگاه انجام نشد به جای نوشتن منشوری برای شناخت و درک صحیح اصلاحات بنا به هوچی گری و نیرنگ و فریب گذاشتند و ضربه ای خوردند که تا ده سا ل آینده هم کمر راست نخواهند کرد
(3) : کسانی که در نماز جمعه شعار له کردن مستضعفان زیر پا برای رسیدن به پیشرفت را سر می دادند چون حوصله انجام توسعه و عدالت همه جانبه را نداشتند امروز از تو دهنی همین مستضعفان جرات حضور در نماز را ندارند شما بسط دهید این مساله را به بسیاری از موضوعات به نتایج خوبی میرسید
(4) : گفتم تو فرصت این چند روزه آخرین مطلبم و تا پیش از اعزام بنویسم دعا کنید فضای پیچ در پادگان خوب باشه بتونم تند تند سر بزنم
(5) : هر چی می خواهم از اشوب ها ننویسم طاقت نمیارم ظاهرا این جناب چیز خیال کرده دوره دوره جنگه که عده ای جوان خون بدن ایشان پا رو پیکر ان ها بزاره بره بالا پیام من به عنوان بسیجی نسل سوم به ایشان دوستان وپیروانشان وعلی الخصوص پیر قدرت این است:
برای این انقلاب به تعداد شهدایش خون رفته تا نهال دموکراسی ریشه دوانده و درخت شده برای اینکه انقلاب را از مابگیرندو ریشه این درخت را بخشکانند باید به همین تعداد بلکه بیشتر خون دهند هر که دارد هوس قدرت بسم الله
(6) : اگر با شنیدن صدای این پیر و جانباز انقلاب اشکی در امد من را حتما دعا کنید که لحظه جاری شدن اشک بر صدای بغض کرده او لحظه وصل به درگاه الهی است تکرار لحظه های درددل علی(ع) با چاه